تبليغاتX
من چیز دیگری نیستم من چیز دیگری نیستم
نویسنده : شین - ساعت 14:50 روز سه شنبه بیست و نهم آبان 1386

 

 

حالم به هم میخوره وقتی باید اطلاعات بلغور شده ات رو تو ذهنم بریزم و باهات تکرار کنم "بله، هنگام عبور از هر مقاوت در مدار اگر در راستای جریان باشد -IR  از آن کم می شود" و کلی هم کیف کنم از اینکه سر کلاس فیزیک میرم و دارم مطالب جدید یاد میگیرم! بعدش هم سر امتحان هر کی بیشتر تو آفیست اومده باشه و ازت آوبزون شده باشه نمره ی بالاتری میگیره  و هر کی کمتر بهت "بله آقای دکتر" گفته باشه چاره ای جز این نداره که این ترم هم درست رو بیفته. فکر نمی کنم فضای مدرسه ها و دانشگاه های ما رو کسی بهتر از پینک فلوید توی آلبوم "دیوار" تصویر کرده باشه.یادتونه؟ 


نویسنده : شین - ساعت 9:11 روز شنبه پنجم آبان 1386

 

 

 

  آرش سبحانی به اعتقاد خیلی ها موفق ترین گروه راک زیر زمینی را تشکیل داده است. گروه راکی که وقتی دید در ایران مجوز نمی گیرد به خارج از کشور رفت و کار موزیکش را در آنجا ادامه داد. کیوسک با دو آلبوم خود یعنی "آدم معمولی" و "عشق سرعت" نشان داد که موسیقی راک ایرانی نباید حتما با اشعار کلاسیک مولانا و حافظ همراه باشد و می توان با زبان روزمره؛ زبانی که از زندگی همین آدم های معمولی بیرون می آید ترانه بسازد.زبانی که شامل حوادث و اتفاقات روزانه و غر زدن های معمولی آدم ها در تاکسی و جاهای دیگر است. دلایل دیگر موفقیت آنها نیز به همین اصل سادگی مربوط است، مثلا آنها در نوازندگی خود نیز هیچ پیچیدگی و تلفیق خاصی انجام ندادند و همین باعث شد که کیوسک به عنوان یک گروه زیر زمینی تا آنجا پیشرفت کند که تور آمریکای شمالی در شهر های ونکوور، اورنج کانتی، بوستون، واشنگتن، لس آنجلس، آتلانتا و نیویورک برگزار کند.

ترکیب گروه به ترتیب زیر است: آرش سبحانی به عنوان خواننده اصلی و گیتار، انوش خازنی گیتار و خواننده دوم، بابک خیواچی گیتار، علی کمالی گیتار باس، اردلان پایور کی بورد و شهروز مولایی جاز.

 در مورد انتخاب اسم کیوسک  نیز آرش سبحانی می گوید: "در زمانی نه چندان دور ، ساز دست گرفتن تو شهر خیلی مشکل بود.یه جورایی جرم بود و باعث می شد که بهت گیر بدن. ما هم یه عده آدمی بودیم که علاقه شدیدی به نواختن داشتیم و همیشه منتظر بودیم که خونه ی یکی خالی بشه و با هم بریم اونجا ساز بزنیم و اونجا میشد کیوسک ما. ما از همه چیز دنیا جدا می شدیم و اونجا میشد مث یه معبد. 

 


|