
(عکس خوبی نیست ولی لامصب عجب حسی دارد این صحنه)
"من
با زخم زبونات رفیقم
مرهم بذار
با حرفات
رو زخم
عمیقم"
سنتوری صدای یک نسل است.اگر نسل پیش عاشقانه شان را "لیلا" ی مهرجویی می دانستند و تا مدت ها آهنگ افتخاری را در این فیلم عاشقانه ی خودشان می دانستند ما هم دیوانه بازی های عاشقانه ی "علی" و "هانیه" را مال خودمان میدانیم. نسلی که عاشقانه هایش را در صدای خسته ی محسن چاوشی می جوید. صدایی که عمیق ترین زخم های نسلی را می رساند که از همه چیز بریده است و در گوشه ایی برای خود ساز می زند و با "زخم زبونا" رفیق است و دنبال مرهمی برای زخم های عمیقش می گردد.مهرجویی نه هم نسل دهه 60 ای ها بوده نه هم نسل ما ولی بهترین عاشقانه ها را برای دو نسل ساخته است و حال فیلم او باید در انبار های وازرت ارشاد خاک بخورد و نسخه ی غیر قانونی اش بیرون بیاید تنها به این خاطر که صدای یک نسل است، نسلی که به مدد دولت مهر ورز باید خاموش باشد. نسلی که از زخم های زمانه اش به اعتیاد پناه می برد.اعنیاد به چی و کی مهم نیست. نسلی که معتاد نمره، معتاد خوشی، معتاد غم و معتاد زندگی است....نسلی که زیر زمینی شده..نسلی که حرف میخواهد بزند مجوز ندارد..موسیقی میخواهد بخواند مجوز ندارد..لباس می خواهد بپوشد مجوز ندارد. نسل شکست خورده ای که بی هدف در زباله دانی خیابان های شهر پی مسکنی می گردد.



