
(صحنه ای از فیلم که بیتا به دنبال مورلی-رویاهایش- می دود)
فیلم "ستاره ساز" در نگاه اول به خاطر عناصر مشترکش آدم رو به یاد فیلم "سینما پارادیزو" از همین کارگردان (جوزپه تورناتوره) میندازه که البته و صد البته قدرت نوستالژیکی که در تک تک سکانس های سینما پارادیزو بود در این فیلم مشاهده نمیشه. فیلم داستان رویاهای مردم جنگ زده ی سیسیل است که در این اوضاع بد پس از جنگ جهانی دوم در این خرابه های سیسیل دلخوش به این هستند که عقده ها وآرزو هایشون رو از طریق نگاتیو های کهنه ی "دکتر مورلی" -که به زودی هم از بین میرن- بیرون بریزن و منتظر باشند که شاید روزی از استودیو ی یونیورسال رم با اونها تماس بگیرن. حتی اون مردی که بعد از جنگ دیگه تصمیم گرفته بود حرف نزنه هم پس از دیدن این وسیله ی ثبت تصاویر رویایی بند دلش رو جلوی دوربین باز می کنه. پایان فیلم اصلا خوب از کار در نیومده و حرف های که در نهایت جو به بیتا می زنه که میگه "میرم پول در میارم و میام تو رو خوشبخت می کنم" و عشق یکهویی که جو در زندان به بیتا پیدا می کنه پایان سطحی برای چنین فیلمی به وجود میاره .
نمره ی من به فیلم :6.5/10
پی نوشت: از فیلم های روی پرده "خاک آشنا" رو دیدم که فیلمنامه بسیار ضعیف و ساده لوحانه ای داشت و ترجیح میدادم به جاش بشینم another date movie ببینم!



